##plugins.themes.bootstrap3.article.main##

عباس جاهدجاه لیلا رضائی

چکیده

روایت اول شخص جمع (ماروایت)، شیوهای است که از حدود صد سال پیش در داستان‌نویسی به کار رفته و از نزدیک به دو دهة پیش، توجه روایت‌شناسان و منتقدان را به خود جلب کرده ‌است. در پاره‌ای از تحقیقات، ویژگی‌ها و صفات ممیزة این نوع روایت بررسی شده و در برخی دیگر، به جنبه‌های کاربردی آن توجه شده است. در‌ این مقاله، ابتدا آرای سه محقق: ‌یوری مارگولین،‌ برایان ریچاردسون و آمیت مارکوس تشریح شده و سپس پنج داستان کوتاه از هوشنگ گلشیری، بر پایۀ این مباحث نظری بررسی شده است. کوشش بر آن بوده است تا از ‌یک سو کارایی‌ مباحث نظری سنجیده شود و از سوی دیگر، برخی ابعاد پنهان‌ این داستان‌ها، شناسایی و بیان گردد. نتیجۀ‌ این تحقیق نشان می‌دهد که اگرچه مباحث نظری موجود در تحلیل متن، کارایی شایان توجهی دارد، ‌هنوز ابعاد ناشناختة بسیاری در این شیوه از روایت میتوان یافت. همچنین نتیجۀ این بررسی، حکایت از آن دارد که گلشیری، انواع مختلفی از «ما روایت» را به کار گرفته و خلاقیت‌های ویژهای در این شیوة روایت‌گری داشته است.

جزئیات مقاله

مراجع
ارجاع به مقاله
جاهدجاهع., & رضائیل. (۱۳۹۲-۱۱-۰۲). بررسی نظری و کاربردی «روایت اول شخص جمع» (در پنج داستان کوتاه از هوشنگ گلشیری). جستارهای نوین ادبی, 46(3), 47-74. https://doi.org/10.22067/jls.v46i3.18345
نوع مقاله
جستارهای نوین ادبی