نشریه های علمی انتشارات
اطلاعات شماره: سال۴۵ ، شماره ۱۷۸،(۱۳۹۱)

عنوان مقاله: چند یادداشت بر چهارمقالۀ نظامی عروضی


صفحات: 151-164

DOI: 10.22067/jls.v45i3.21505

چکیده
از روزگار صفّاریان، در ولایت غور، سلسله‌ای از سلاطین و امرای محلّی حکومت داشتند به نام «غوریّه». آوازه و اهمیّت و تااندازه‌ای استقلال این سلسله ـ از هنگامی که از قید غزنویان بیرون آمدند، یعنی از سال ۵۴۳ آغاز می‌شود و به سال ۶۱۲ تمام می‌شود؛ یعنی تا زمانی که مقهور خوارزمشاهیان می‌گردند.
ولایت غور، امروزه، منطبق است با هزارستان و باید آن را در نقشۀ جغرافیایی افغانستان میان درۀ هیرمند و هرات جُست.
مورّخان غوریّه را ملوک شنسبانیّه یا آل شنسب نیز خوانده‌اند. نسبت به جدّ اعلای آنها ـ شنسب نام ـ که گویند از نژاد ضحّاک بوده و به دست حضرت علی (ع) اسلام آورده بوده۱. با مرگ عزّالدین حسین ـ در سال ۵۴۵ ـ حکومت آل شنسب میان پسرانش شاخه‌شاخه گشت: علاءالدین غوری فیروزگوه را ـ واقع در میان هرات و غزنین ـ تختگاه خویش گردانید و شاخۀ شنسبانیّۀ غور را نامور و زورمند گردانید و در جنگ با بهرامشاه، شاهنشاه غزنه را شکست داد و به غزنه درآمد و به کین دیرین، آن شهر را به کام آتش سپرد، نوشته‌اند: شهر، هفت شبانه‌روز در آتش می‌سوخت. آنچه علاءالدین از این نمایش زور و ستم اندوخت تنها یک لقب بود. لقبی که چون نیک بنگری، تهی از هرگونه سرافرازی است جهانسوز. علاءالدین جهانسوز.

کلمات کلیدی:   چند یادداشت بر چهارمقالۀ نظامی عروضی


دریافت نسخه XML

تمام متن: PDF
دانلود : 3139

بازدید: 474

تاریخ دریافت: 1392/02/17 , تاریخ پذیرش: 1392/02/17 , تاریخ انتشار: 1392/02/17

ایمیل این مقاله (نیازمند ورود )
ایمیل به نویسنده (نیازمند ورود )