##plugins.themes.bootstrap3.article.main##

قائمی قائمی , قوام قوام , یاحقی یاحقی ,

چکیده

نقد اسطوره شناختی یا کهن الگویی، رویکردی تلفیقی و میان رشته ای است که بر پایة مطالعات علومی چون روان شناسی، انسان شناسی، تاریخ ادیان و تاریخ تمّدن، به تحلیل متون ادبی می پردازد. در این جستار، با این دیدگاه، نقش تصویر کهن الگویی آب در اسطورة آفرینش و رموز منتجّ از آن در بافت باورهای اساطیری، با محوریّت شاهنامة فردوسی، مورد بررسی قرار گرفته است.
اسطورة آب به عنوان یکی از عناصر متضادّ چهارگانة تشکیل دهندة جهان مادّی در اساطیر، بر مبنای ضدّیّت جوهری و وحدت نهایی میان این عناصر، صاحب نقشهایی شده است که در اساطیر جهان و از جمله شاهنامة فردوسی عمومیّت دارد. نقشهای نمادین اسطورة آب را در اساطیر می توان در سه بخش اصلی تقسیم بندی کرد:
1- اسطورة آب در فرهنگهای متفاوت بشری، نمادی از آغاز مرحلة آفرینش مادّی و حرکت چرخة زندگی در ساختار کیهانی بوده است. این نقش در خلق اولیة جهان از آب و پایان نمادین حیات در آن، جلوه گر شده است.
2- اسطورة آب مظهر جاودانگی و تداوم حیات مادّی است. این نقش در اسطورة آب حیات و آب درمان بخش، نمادینه شده است.
3- سومین نقش آب در اساطیر، در اسطورة گذر از آب (آزمون آب) و شستشوی نمادین توسّط آن (اسطورة تعمید) جلوه گر شده است که به عنوان آزمونی از مادّه برای پالایش روح، عبور از مرحلة کهن و ورود به مرحلة متعالی جدید را در قالب کهن الگوی مرگ و تولّد دوباره، نمادینه می کند.
کلید واژه ها: آب، اسطوره، عناصر اربعه، نقد اسطوره ای (کهن الگویی)، کهن الگو، یونگ، شاهنامه.

جزئیات مقاله

مراجع
ارجاع به مقاله
قائمیق., قوام ق., & یاحقی ی. (2010). تحلیل نقش نمادین اسطورة آب و نمودهای آن در شاهنامة فردوسیبر اساس روش نقد اسطوره ای. جستارهای نوین ادبی, 42(2), 69-93. https://doi.org/10.22067/jls.v42i2.4183
نوع مقاله
جستارهای نوین ادبی

مقالات بیشتر خوانده شده از همین نویسنده