##plugins.themes.bootstrap3.article.main##

قبادی قبادی غلامحسین زاده غلامحسین زاده مشرّف مشرّف رامین نیا رامین نیا

چکیده

مثنوی مولوی، دریای بیکران و پر رمز و راز از جویبارهای مفاهیم ناب است که با هدف ترسیم و تحقّق زندگی مطلوب برای به بار نشستن نهال استعدادهای انسان کمال‌مند سروده شده است. رازوارگی و رمزگونگی مثنوی تنها در عرصة برخورداری از تجربه‌های خاصِّ عرفانی و مفاهیم اسرار آمیز الهی نیست که بر مخاطب پدیدار می‌شود، که شیوه و شگرد مولوی در چگونگی بیان مفاهیم کلامی، فلسفی و عرفانی که بحث‌های درازدامنی را سبب گشته‌اند، رمز و راز آن را دو چندان کرده است. در این میان، «جهد و توکّل» از آن گونه مفاهیم متقابلی است که مولوی در باب آن، دیدگاه ثابتی ارائه نداده است. برخورد چندگانة مولوی در داستان‌ها و حکایت‌هایی که به جهد و توکّل اختصاص داده است، جلوه‌ای چندآوایانه بدان بخشیده است. این پژوهش برآن است، دیدگاه مولوی را در باب مسأله جهد و توکّل در داستان شیر و نخچیران از منظر نظریّة چندآوایی و منطق گفتگویی باختین بازکاود. فرضیّة پژوهش بر این امر استوار است که مولوی در داستان مزبور به شیوة چندآوایی به جهدو توکّل نگریسته است. این پژوهش، به روش توصیفی- تحلیلی، بر اساس یافتن تقابل‌های دوگانی و اصل همزیستی تضادها و روابط گفتگویی آنها که تلفیقی از روش ساختارگرایان در جستجوی تقابل‌های دوگانی و عنصر غالب همزیستی تضادها در چندآوایی باختین است، صورت گرفته است.
کلید واژه‌ها: چندآوایی، منطق گفتگویی، مثنوی، مولوی، داستان شیر و نخچیران ، باختین

جزئیات مقاله

مراجع
ارجاع به مقاله
قبادیق., غلامحسین زادهغ. ز., مشرّفم., & رامین نیار. ن. (۱۳۹۰-۰۵-۱۷). چندآوایی و منطق گفتگویی در نگاه مولوی به مسألة جهد و توکّل با تکیه بر داستان شیر ونخچیران. جستارهای نوین ادبی, 43(3), 71-94. https://doi.org/10.22067/jls.v43i3.9349
نوع مقاله
جستارهای نوین ادبی