بررسی جنبه های شفّاف سازی در برخیاز ترجمه های فارسی به انگلیسی گلستان سعدی بر مبنای بافتی متناظر

نوع مقاله : مقاله پژوهشی.

نویسندگان

چکیده

تحقیق حاضر به دنبال بررسی فرضّیة شفّاف سازی و بررسی پدیدة شفّاف سازی در بافتی متناظر یک سویة فارسی- انگلیسی است. برای انجام این کار، ده حکایت که به صورت تصادفی از گلستان سعدی انتخاب شدند به همراه سه ترجمة انگلیسی آنها، توسّط رهاتسک (2004)، ایستویک (1979)، و راس (1890)، مورد مطالعه قرار گرفتند. در همین راستا، محقّق با مطالعة جمله به جملة این حکایتها و ترجمه های آنها به بررسی جنبه های پدیدة شفّاف سازی پرداخت و با استفاده از تقسیم بندی کلودی (2004) موارد شفّاف سازی به کار گرفته را از ترجمه ها استخراج کرد. یافته های تحقیق، فرضّیة شفّاف سازی را تأیید کرد و نشان داد که مترجمان از تمام انواع شفاف سازی اجباری، اختیاری، کاربرد شناختی، و ترجمه- ذاتی استفاده کرده اند. از این میان شفاف سازی اجباری نسبت به دیگر موارد بسامد بالاتری داشت.
کلید واژه ها: فرضّیة شفّاف سازی، بافت متناظر، گلستان سعدی.

عنوان مقاله [English]

Investigating aspects of explicitation in sometranslations of Sa'di's Golestan based on a parallel corpus

نویسندگان [English]

  • Mohammadreza Pahlevannezhad
  • Seyed Alireza Shirinzade
چکیده [English]

The present study aims to test Explicitation Hypothesis using a parallel one-directional Persian-English corpus. To this end, ten anecdotes selected randomly form Sa'di's Golestan and their three English translations extracted from Gulistān's translations by Edward Rehatsek (2004), Edward B. Eastwick (1979), and James Ross (1890) were studied. The anecdotes and their translations were compared sentence by sentence to investigate aspects of explicitation and extract the explicitation cases using Klaudy's (2004) typology. The findings of the study confirmed the Explicitation Hypothesis and showed that all types of explicitation, namely obligatory, optional, pragmatic, and translation-inherent were used by the translators, with the obligatory explicitation having the highest frequency.

Keywords: Explicitation Hypothesis, parallel corpus, Klaudy's typology, obligatory explicitation, optional explicitation, pragmatic explicitation, translation-inherent explicitation