جُستارهای نوین ادبی

جُستارهای نوین ادبی

از انفعال تا آگاهی کنشگرانه: تحول شخصیت اصلی رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم در پرتو تحلیل نظام‌مند ایدئولوژیک دیالوگ

نوع مقاله : مقالۀ پژوهشی

نویسندگان
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
2 استادیار گروه زبان و ادبیات فارسی، دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
3 دانشیار گروه زبان انگلیسی دانشگاه فردوسی مشهد، مشهد، ایران.
چکیده
برخلاف خوانش‌های رایج، این پژوهش نشان می‌دهد که شخصیت کلاریس در رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم، فرایند تحولی عمیق از انفعال به کنشگری را طی می‌کند که از طریق تحلیل نظام‌مند دیالوگ در دو سطح پیشنهادی در این جستار قابل‌اثبات است. سطح اول، دیالوگ‌های صریح را در بر می‌گیرد که شامل گفت‌وگوهای مستقیم، مونولوگ‌های درونی، و مکاشفه‌های شخصیتی است؛ این سطح، ویژگی‌های اولیه شخصیت، روابط بین‌فردی و فضای اجتماعی-فرهنگی حاکم بر داستان را برای خواننده آشکار می‌سازد. سطح دوم و عمیق‌تر، دیالوگ‌های چندصدایی را تحلیل می‌کند که محصول تعامل پویا و پیچیدۀ کلاریس با آواهای بیرونی (اجتماعی) و درونی (فردی) و حتی اشیاء و جانوران است. در کانون این تحلیل چندصدایی، دو مفهوم جدید قرار دارد: «آواهای انفکاکی» که با صداهای دیگر در تعارض قرار می‌گیرند و با واکنش مقاومت از سوی شخصیت مواجه‌اند و «آواهای انضمامی» که در هستۀ هویت شخصیت اصلی ادغام شده و تمهیدات شکل‌گیری یک هویت نوین و پویا را فراهم می‌آورند. یافته‌ها نشان می‌دهد که این چارچوب تحلیلی، علی‌رغم سادگی ظاهری رمان، روشی کارآمد برای کاوش عمیق‌تر هویت است و با ارائۀ تعریفی نسبتاً جامع و چندسطحی از دیالوگ، الگویی بدیع را برای مطالعات شخصیت‌پردازی در ادبیات داستانی پیشنهاد می‌دهد.
کلیدواژه‌ها
موضوعات

Authors retain the copyright and full publishing rights. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0).

اکبری‌زاده، ف.، و روشنفکر، ک.، و پروینی، خ.، قبادی، ح. (1394). جلوه‌های چندزبانی در رمان چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم. جستارهای زبانی، ش 23، صص 25-51.
باختین، م. (1384). مسائل ادبیات و زیبایی‌شناسی. ترجمه پرویز شهدی. نگاه.
باختین، م. (1386). نظریۀ رمان: درآمدی بر روش‌شناسی مطالعه ادبیات. ترجمه علی‌اصغر حداد، نیلوفر.
باختین، م. (1390) تخیل مکالمه‌ای؛ جستارهایی دربارۀ رمان. ترجمه رؤیا پورآذر. نشر نی.
برادران، ر. (1396). الگوهای پایان‌بندی در داستان‌های زویا پیرزاد با نگاهی به نظریه پایان فرانک کرمود. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه فردوسی مشهد.
بوهم، د. (1381). دربارۀ دیالوگ. ترجمه حسین الهی قمشه‌ای. انتشارات روزنه.
پیرزاد، ز. (1380). چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم. نشر مرکز.
جهانی، س. (1397). تحلیل گفت‌وگوی شخصیت‌های زن در رمان‌های منتخب فارسی بر مبنای جامعه‌شناسی زبان. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه خوارزمی.
داد، س. (1385). فرهنگ اصطلاحات ادبی. مروارید.
رضایی، ع. (1382). واژگان توصیفی ادبیّات انگلیسی ـ فارسی. فرهنگ معاصر.
شوالیه، ژ. .، و گربران، آ. (1385). فرهنگ نمادها. ترجمه سودابه فضایلی. جیحون.
صادقی، فریبا. (1393). نقش استعاره در بازنمایی ایدئولوژی در متون ادبی از دیدگاه تحلیل گفتمان انتقادی. پایان‌نامه کارشناسی ارشد، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات شاهرود.
غلامحسین‌زاده، ع؛ و غلام‌پور، م. (1387). تحلیل ساختار چندصدایی در آثار باختین. زبان و ادبیات فارسی دانشگاه تربیت‌معلم، 23، صص 117–138.
کسروی، ا. (1400). تاریخ مشروطۀ ایران، چاپ سیزدهم، نگاه.
لاج، د. (1390). هنر داستان‌نویسی. ترجمه رضا رضایی. نیلوفر.
محمدی، ع.، و اسمعلی‌پور، م. (۱۳۹۱).بررسی تطبیقی کهن‌الگوی نقاب در آرای یونگ و رد پای آن در غزل‌های مولانا. ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناختی، سال هشتم، ش ۲۶، بهار ۱۳۹۱، صص 151–183.
مصطفوی‌نیا، م. س.. (1397)، تحلیل آثار داستانی زویا پیرزاد بر اساس نظریه واکنش خواننده. رساله دکتری، دانشگاه اراک.
مکاریک، ا. (1385). فرهنگ اصطلاحات نظریه و نقد ادبی. ترجمه مهران مهاجر، بابک داریوش. نشر مرکز.
مک‌کی، ر. (۱۳۹۷). دیالوگ، ترجمۀ مهتاب صفدری. افراز.
میرصادقی، ج. (1385). عناصر داستان. سخن.
هوانسیان، آر.ا. (1350). سایات نُوا. ارمغان، دورۀ چهلم. ش.4. صص. 275-284.
یونگ، ک. گ. (۱۳۸۹ الف). انسان و سمبل‌هایش. ترجمۀ محمود سلطانیه. چاپ هفتم. انتشارات جامی.
یونگ، ک. گ. (۱۳۸۹ ب). روان‌شناسی و شرق. ترجمۀ لطیف صدقیانی. چاپ دوم. انتشارات جامی.
Abrams M.H. (1999). A Glossary Of of Literary Terms. 7th ed.U.S.A. Heinle & Heinle.
Bakhtin, M. (1981). The Dialogic Imagination: Four Essays. Translated by Caryl Emerson and Michael Holquist. Austin: University of Texas Press.
Bakhtin, M. (1984). Problems of Dostoevsky’s Poetics. Edited and translated by Caryl Emerson. Minneapolis: University of Minnesota Press.
Bourdieu.P. (1984). Distiction: A Social Critique of the Judgment of Taste. Harvard University Press.
Eliade, M. (1987). The Sacred and the Profane: The Nature of Religen. Translated by Willard R. Tarask. United States of America: Harocout, Inc.
Encyclopaedia Britannica. (n.d.) Armenian Genocide. In Britannica.Retrieved August. 25, 2025. From https://www.britannica.com/event/Armenian-Genocide.
Ghazaryan. Christine. “The Ideology of Human Throughness and Eternal Love in THE BALLAD “PARVANA” by Hovhannes Tumanyan”, Journal for Armenian Studies. Vol. 2No. 65(2024) https://doi.org/10.24234/journalforarmenianstudies.v2i65.119
Mayring, P. (2000). Qualitative content analysis. Forum: Qualitative Social Research, 1(2). Retrieved from https://www.miguelangelmartinez.net/IMG/pdf/2000_mayring_content_analysis.pdf
Nowell, L. S., Norris, J. M., White, D. E., & Moules, N. J. (2017). Thematic Analysis: Striving to Meet the Trustworthiness Criteria. International Journal of Qualitative Methods, 16(1), 1–13. https://doi.org/10.1177/1609406917733847
Schreier, M. (2012). Qualitative content analysis in practice. London: SAGE Publications.
Weber, M. (1978). Economy and Society. University of California press.
ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.
دوره 58، شماره 3
زمستان 1404
صفحه 96-69

  • تاریخ دریافت 16 آبان 1403
  • تاریخ بازنگری 11 شهریور 1404
  • تاریخ پذیرش 11 آذر 1404