بیشتر پژوهشگرانی که به بررسی آثار سعدی پرداختهاند، یکی از برجستهترین ویژگیهای آثار او را «سهل ممتنع»سرایی او دانستهاند و در باب چیستی و چگونگی ساخت آن سخن گفتهاند. فرضیهٔ جستار حاضر این است که یکی از ابزارهای بایستهٔ سعدی برای «سهل ممتنع»سرایی عنصر بلاغی کنایه است. در این پژوهش، غزلها یا بیتهایی موردبررسی قرار میگیرند که پژوهشگران پیشین در قالب مقاله و کتاب، آنها را بهعنوان شاهدی برای «سهل ممتنع»گویی سعدی ذکر کردهاند. نتایج این جستار نشان میدهد که سعدی در بین شگردهای بیانی، به بهرهگیری از صناعت کنایه، علاقهٔ خاصی دارد. این شگرد از پشتوانهٔ فرهنگعامه برخوردار است و سعدی در جریان همزیستی اجتماعیاش با درنگ در این فرهنگ، هوشمندانه با وامگیری از ابزارهای مردمی، دشوارترین مفاهیم را در زبانی محاورهای به تصویر میکشد. هنر بزرگ سعدی در همینجاست؛ آفرینش کلام فاخر هنری با استفاده از یکی از برجستهترین مصالح فرهنگعامه، و نمایش عظیمترین مفاهیم بشری برای عامهترین مخاطبها با بیانی ساده.
Authors retain the copyright. This is an open access article distributed under Creative Commons Attribution 4.0 International License (CC BY 4.0). https://creativecommons.org/licenses/by/4.0/
انوری، ح. (1384)، شوریده و بیقرار: دربارهٔ سعدی و آثار او، تهران: قطره.
جعفری، ع. (1394)، «سبک زبانی غزلیّات سعدی»، بهارستان ادب، سال دوازدهم، شمارهٔ 28، بهار و تابستان، صص: 68‑49.
حسنلی، ک. (1389)، دریچهٔ صبح: بازشناسی و زندگی سخن سعدی، تهران: خانهٔ کتاب.
حمیدیان، س. (1393)، سعدی در غزل، چاپ سوم، تهران: نیلوفر.
خضری، ع.، بلاوی، ر.، و فتحیمقدّم، م. (1396)، «مطالعهٔ تطبیقی ساختار کنایه در زبان فارسی و عربی»، پژوهشنامه نقد ادبی و بلاغت، سال 6، شمارهٔ 1، صص: 106 ـ 89.
خطبیی، ح. (1366)، فن نثر در ادب فارسی، تهران: زوار.
ترکاشوند، ف. (1397)، «عیارصفتسهلِممتنعدرشعرسعدیومتنبی (ازساختارگراییتاهرمنوتیکفلسفی)، فصلنامهٔ علمی ـ پژوهشی پژوهشهای ادبیات تطبیقی، دورهٔ 6، شمارهٔ 3، صص: 63 ـ 45.
دادبه، ا. (1400)، «نگاهی به روشسهل ممتنعگویی و جایگاه سعدی در آن»،نشریه سعدیشناسی، شمارهٔ 9، صص: 55‑45.
دشتی، ع. (1339)، قلمرو سعدی، تهران: کتابخانهٔ ابن سینا.
ریپکا، ی. (1383)، تاریخ ادبیّات ایران، جلد اول، ترجمهٔ دکتر ابوالقاسم سرّی، چاپ اول، تهران: انتشارات سخن.
زرینکوب، ع. (1343)، با کاروان حله، تهران: آریا.
زرینکوب، ع. (1346)، شعر بیدروغ شعر بینقاب: بحث در فنون شاعری سبک و نقد شعر فارسی، تهران: کتابخانهٔ ابن سینا.
سعدی شیرازی (1316)، گلستان، به تصحیح عبدالعظیم قریب، تهران.
سعدی شیرازی (1378)، کلیات سعدی، به تصحیح محمّدعلی فروغی، تهران: نشر هستان.
سعدی شیرازی (1388)، کلیات کامل اشعار، به کوشش فضلالله دروش، تهران: نگاه.
شبان قوچان عتیق، ک.، و طاووسی، م.، و ماحوزی.، م. (1389)، «صفات بلاغی با تکیه بر جنبههای کنایی آن در غزلیات سعدی شیرازی»، پژوهشنامهٔ نقد ادبی و بلاغت، سال 1، شمارهٔ 1، صص: 174 ـ 155.
شفیعیکدکنی، م. ر. (1370)، صورخیال در شعر فارسی، چاپ چهارم، تهران: آگه.
شمیسا، س. (1375)، سبکشناسی شعر، چاپ دوم، تهران: انتشارات فردوسی.
صدرالحفاظی، س. م. (1389)، «مختصات زبانی سبک خراسانی در گلستان سعدی»، فصلنامهٔ سبکشناسی نظم و نثر فارسی (بهار ادب)، سال 3، شمارهٔ 9، صص: 99 ـ 79.
صفا، ذ. (1364)، تاریخ ادبیات در ایران، جلد 3، بخش 1، تهران: فردوسی.
فتوحی رود معجنی، م. (1390)، «جادوی نحو در غزل سعدی»، سعدیشناسی، دفتر چهاردهم: ویژهٔ غزل، صص: 170‑159.
فتوحی رود معجنی، م. (1397)، «بلاغت حذف در غزل سعدی»، نشریه سعدیشناسی، شمارهٔ 6، صص: 48‑18.
کزازی، م. ج. (1368)، بیان: زیباییشناسی سخن پارسی، چاپ چهارم، تهران: مرکز.
ملکزاده، د. (1397)، «سهلوممتنعنویسی سعدی و میزان تأثیرش از انوری»،فصلنامهٔ علمی ـ تخصصی نامهٔ شهریار، دانشگاه شهریار آستارا، شمارهٔ ۳، زمستان ۹۷. روزنامهٔ اطلاعات.
موحد، ض. (1373)، سعدی، تهران: نیلوفر.
میردار رضایی، م. (1397)، فرآیند تکوین و تکامل تصویر از سبک خراسانی تا سبک هندی با تکیه بر شگردهای ترکیبی،رسالهٔ دکتری، به راهنمایی سیاوش حقجو. دانشکدهٔ ادبیات و زبانهای خارجه، دانشگاه مازندران.