شعر «مرگ ناصری» احمد شاملو از برجستهترین و درعینحال دشوارترین سرودههای اوست که ناقدان از زمان انتشار، تفسیرهای گوناگون و گاه متعارضی دربارۀ آن نوشتهاند. مسئلۀ اصلی این پژوهش، ارزیابی انتقادی این خوانشها و تبیین دوبارۀ ساختار معنایی شعر بر پایۀ شواهد درونمتنی و بینامتنی است. پژوهش با روش توصیفی ـ تحلیلی، ضمن بررسی دیدگاههای مهمترین شارحان شعر، ساختار روایی و تصویری اثر را با استناد به دیگر آثار شاملو، روایتهای اناجیل و قرینههای ادبی بازخوانی میکند.
بخشی از اختلاف تفسیرها ناشی از بیتوجهی به انسجام ساختاری شعر، روابط میان تصاویر و پیوندهای آن با دیگر شعرهای شاملوست. تحلیل دوبارۀ عناصری چون «آواز»، «بار»، «تاج خار»، «ریسمان بیانتهای سرخ» و تقابل «ناصری» و «العازر» آشکار میکند که شاملو با درهمآمیختن دو روایت انجیلی، رویداد مصلوب شدن مسیح را به الگویی نمادین برای بازنمایی رنج، رسالت و شهادت انسان آرمانخواه در روزگار معاصر بدل کرده است. «ناصری» در این شعر نه صرفاً شخصیت تاریخی عیسی، بلکه کلاناستعارهای از انسانهایی است که بار حقیقت و آزادی را بر دوش میکشند. نوآوری پژوهش حاضر در بازنگری انتقادی خوانشهای رایج و بازسازی نظام تصویری و معنایی شعر بر پایۀ شواهد متنی، زبانی و ساختاری است.