جُستارهای نوین ادبی

جُستارهای نوین ادبی

جهت دستوری در سه غزل معاصر

نوع مقاله : مقالۀ پژوهشی

نویسندگان
1 فردوسی مشهد
2 دانشگاه فردوسی مشهد
چکیده
رابطۀ بین نحو و اندیشه در زبان‌شناسی از طریق افعال و حالات بیان شده با فاعل، مفعول و مسند بیان می-شود و جهت دستوری فعّال، منفعل و غیره را پدید می‌آورد. جهت دستوری، نگرش و موضعِ نویسنده را نسبت به موضوع نشان می‌دهد و پژواک وضعیّت ذهنی نویسنده است. همچنین در شناخت حالات شاعر اهمّیّت دارد و وضعیّت روحی او را به ما نشان می‌دهد. علاوه بر آن در مقایسۀ حالات چند شاعر با یکدیگر مؤثّر است. در این پژوهش، نوع، تعداد و درصد جهت دستوری در سه غزل ابتهاج، نادرپور و فرّخزاد که به تقلید از یک غزل سعدی سروده شده مورد بحث و بررسی و مقایسه قرار گرفته و رابطۀ آن با مکتب رمانتیسم بیان شده است تا جهت دستوری غالب و نحوۀ موضع گیری شاعر نسبت به معشوق در سه غزل مشخّص شود. نتیجه این که بر خلاف روحیّۀ منفعل رمانتیک، جهت فعّال در غزل غلبه دارد و علّت آن را می توان وجود دیالوگ خیالی بین شاعر و معشوق دانست. از میان سه شاعر ابتهاج بیشترین و فرّخزاد کمترین درصد جملات منفعل را دارد، امّا نحوۀ به‌کارگیری جملات فرّخزاد از الگوی خاصّی پیروی می کند
کلیدواژه‌ها

ارسال نظر در مورد این مقاله
نام را وارد کنید.
نشانی پست الکترونیکی را به درستی وارد کنید.
وابستگی سازمانی را به درستی وارد کنید.
توضیحات را وارد کنید (حداقل 50 حرف)
CAPTCHA Image
شناسه امنیتی را به درستی وارد کنید.