حضور ایزدبانوان پیشین در شاهنامه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی.

نویسندگان

1 دانشگاه باهنر کرمان

2 باهنر کرمان

چکیده

واژۀ پری، بازماندۀ پئیریکا pairikā- اوستایی است که از ریشۀ فعلی هندواروپاییper- «زاییدن، به وجود آوردن» مشتق شده است و پئیریکا را می توان «زاینده و بارور» معنی کرد. پریان که در گذشته ای دور ایزدبانوان قابل ستایش باروری بودند، پس از تحولی که زرتشت در باور ایرانیان به وجود آورد، به تمامی تبدیل به موجوداتی منفی گردیدند که در سپاه اهریمن با اغوای قهرمانان، نقش بس فعالی در برابر اهورامزدا و پیروانش بر عهده داشتند. در اوستا واژۀ پئیریکا با سه نام همراه است که شخصیت هایی کاملاً اهریمنی هستند: پری خنثیتی xnaθaiti-، موش پری mūš و پری دژیایریه dužyāirya-. گرچه در اوستا پری با شخصیت مثبت پیش زرتشتی وجود ندارد،لایه های درونی اندیشۀ آریایی کماکان باور به پری را به عنوان ایزدبانوی باروری و زایش نگه می دارد. به همین دلیل در ابیات شاهنامه به راحتی می توان دو چهرۀ متفاوت از پری دید: چهره ای پیش زرتشتی و مثبت، و چهره ای پس زرتشتی و منفی که هر دوگاه آشکارا با لفظ پری همراه است؛ همچون پری هفت خوان رستم، و گاه پنهانی و بدون لفظ پری،در داستان تنها حضوری پری وار دارد؛ همچون مادر سیاووش یا منیژه. در این پژوهش تلاش بر آن است تا با بررسی ابیات شاهنامه، چهرۀ پیش زرتشتی و پس زرتشتی، پنهانی و آشکار پری مورد بررسی قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

The presence of former goddesses in Shāhnāmeh

نویسندگان [English]

  • Sahar Rastegari nejad 1
  • Masomeh Baghri 2
1 Shahid Bahonar University of Kerman
2 Shahid Bahonar University of Kerman
چکیده [English]

The word parī (fairy) is the remaining of the Avestan word pairīkā that derived from the Indo- European root *per- 'to bear, to create', then it can be defined as 'fertile, creative'. pairīkā, in the ancient time were the admirable, beautiful and always young goddesses of birth and fertility that they were denoting to mankind fertility, birth and life with their presence. After Zarathuštra made the changes in Iranian's beliefs, pairīkā were converted into negative creatures in the ahreman army that they played an active role against Ahuramazda and his followers by deceit of Champions. Although the word pairīkā is not in the Gathas, but in the other parts of Avesta pairīkā has been accompanied by three names which are completely demonic characters: pairīkā xnaϑaiti, mūš.pairīkā and pairīkā.dužiiāriia. In the Avesta, the parīs are always the magician female demons with the rejected and hated characters, but in east Iran they still have worshippers that hero Zoroastrians as Garšāsp fighting them. All three pairīkās in Avesta that the sign of their physical presence is the meteors, became pairīkās of lack of water and drought without any sign of birth and fertility. Pairīkās in Avesta are related with magic, deceit, dream, shape shifting and water, these are the features that have entered to Shāhnāmeh. Although there isn't pre-Zoroastrian positive character of Parī in Avesta, it has still kept the inner layers of the Aryan thought about believing in goddesses of fertility and birth, as we can easily see two different faces of the Parī in Shāhnāmeh: a positive pre- Zoroastrian face, and a negative post-Zoroastrian face that both has used; sometimes, explicitly with the word 'Parī', like 'Parī' in Haft khan (seven ordeals) of Rostam, and sometimes, implicitly and without the word 'Parī' with the fairy-like characters in the story, such as Siyavash mother or Manijeh. In this research, by examining some couplets in Shāhnāmeh, it has been studied the pre- Zoroastrian, post-Zoroastrian, hidden and obvious face of Parī, It has been revealed the characters such as Rūdābeh, Manijeh, and Siyavash mother are the symbols of the goddesses of fertility; beautiful and young with romance and fertility characteristics, While the magician women of Haft Khans are the Devil Women with the characteristics of magic, charms, shape shifting, sleep and dream.

کلیدواژه‌ها [English]

  • Shāhnāmeh
  • Parī (fairy)
  • Avesta
  • Goddess
  • fertility
  • pairīkā
  • pairīkā xnaϑaiti
  • mūš. Pairīkā
  • pairīkā.dužiiāriia
آموزگار، ژاله؛ تفضلی، احمد. ( 1386). کتاب پنجم دینکرد. تهران: معین.
آیدنلو، سجاد. ( 1388). از اسطوره تا حماسه. تهران: سخن.
الیاده، میرچا. ( 1378). اسطورۀ بازگشت جاودانه. ترجمه بهمن سرکاراتی. تهران: قطره.
اوشیدری، جهانگیر. ( 1389). دانشنامۀ مزدیسنا. تهران: مرکز.
بندهش. ( 1385). بهار. مهرداد. تهران: توس.
بویس، مری. ( 1376). تاریخ کیش زرتشت. ترجمۀ همایون صنعتی زاده. تهران: توس.
بهار، مهرداد. (1386). پژوهشی در اساطیر ایران. تهران: آگه.
دهخدا، علی اکبر. (1336). لغت نامه. تهران: مجلس شورای ملی.
رضی، هاشم. (1381). دانشنامۀ ایران باستان. تهران: سخن.
رضی، هاشم. (1384). حکمت خسروانی. تهران: بهجت.
سرکاراتی، بهمن. (1378). سایه های شکار شده. تهران: قطره.
شایست ناشایست. (1369). ترجمۀ کتایون مزداپور. تهران: مؤسسۀ مطالعات و تحقیقات فرهنگی.
فردوسی، ابوالقاسم. (1384). شاهنامۀ فردوسی بر اساس چاپ مسکو. تهران: پیمان.
فریزر، جمیز جرج. (1388). شاخۀ زرین. ترجمۀ کاظم فیروزمند. تهران: آگاه.
لاهیجی، شهلا؛ کار، مهرانگیز. (1381). شناخت هویت زن ایرانی. تهران: روشنگران و مطالعات زنان.
مزداپور، کتایون. (1378). داستان گرشاسب، تهمورس و جمشید گلشاه و متن های دیگر. تهران: آگه.
مزداپور، کتایون. (1383). داغ گل سرخ و چهارده گفتار دیگر دربارۀ اسطوره. تهران: اساطیر.
مکنزی، دیوید نیل. (1388). فرهنگ کوچک زبان پهلوی. ترجمۀ مهشید میرفخرایی. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
مک کال، هنریتا و دیگران. (1385). جهان اسطوره ها. دو جلد. ترجمۀ عباس مخبر. تهران: مرکز.
مینوی خرد. (1385). ترجمۀ احمد تفضلی. تهران: توس.
نیبرگ، هنریک ساموئل. (1383). دین های ایران باستان. ترجمۀ سیف الدین نجم آبادی. کرمان: دانشگاه شهید باهنر.
وزیدگی های زادسپرم. (1385). ترجمۀ محمدتقی راشد محصل. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
وندیداد. (1361). ترجمۀ سید محمد علی داعی الاسلام. (بی نا).
هینلز، جان راسل. (1385). شناخت اساطیر ایران. ترجمه و تألیف باجلان فرخی. تهران: اساطیر.
یسنا. (1380). ترجمۀ ابراهیم پورداود. تهران: اساطیر.
یشت ها. (1377). ترجمۀ ابراهیم پورداود. تهران: اساطیر.
Bartholomae, Christian. (1961). Altiranisches worterbuch. Berlin.
Reichelt, Hans. (1968). Avesta reader. Berlin.