دو امشاسپند خرداد و امرداد و نشانه‌های آنان در شاهنامه

نوع مقاله : مقاله پژوهشی.

نویسنده

دانشگاه فرهنگیان دانشکده شهید باهنر

چکیده

در میان آثار ادب فارسی، شاهنامه بی‌شک نزدیک ‌ترین آنها به سامانۀ باور‌شناختی ایران باستان است. در این مقاله کوشیده‌ایم که با استفاده از روش تحلیل محتوا نشانه‌های استوار و گمان‌آمیز دو امشاسپند خرداد و امرداد را در شاهنامه تحلیل نماییم. هدف پژوهش پاسخ به این سؤال است که چرا اندیشۀ امشاسپندان با وجود اهمیت معرفتی آن در متن شاهنامه به حسب ظاهر چنین کم ‌اثر و بی‌فروغ است. در این پژوهش پس از ذکر معانی و ویژگی‌های عمومی امشاسپندان و نیز کارکرد‌های اختصاصی خرداد و امرداد به جست‌و ‌جوی نشانه ‌های آشکار و پنهان این دو امشاسپند در شاهنامه پرداختیم. علاوه بر یافتن تنها ذکر صریح این دو امشاسپند در شاهنامه، تمامی مواردی که ویژگی ‌های عمومی امشاسپندان و اختصاصات این دو را در بر دارند شمارش کردیم و پس از محاسبۀ میزان بسامد آنها به تحلیل محتوایی و مفهومی یافته ‌ها پرداختیم. در اثر این پژوهش، نتایجی همچون یافتن تنها یادکرد امشاسپندان در داستان کیخسرو و پیوند آن با کمال و جاودانگی وی، حضور کارکرد مذهبی و باور‌شناختی امشاسپندان و عدم تلقی فلسفی و هستی‌شناختی از آنان، وجود هشت یادکرد از امشاسپند خرداد به عنوان خرداد‌ماه و خرداد‌روز و عدم یادکرد امرداد در این معانی و دست‌یافت‌ های دیگر حاصل گردید.

کلیدواژه‌ها


عنوان مقاله [English]

Kordad and Amordad Amshaspand and their Signs in the Shahnameh

نویسنده [English]

  • Morteza Darrudi Javan
Farhangian University
چکیده [English]

Introduction

The Amshaspandan are six or seven sacred concepts of Zoroastrian theology referred to only as the highest attributes of Ahuramazda in the earliest times. In later recollections they have become the first and foremost creatures of the One God. The two notions of "Khordad" and "Amordad" mean perfection and immortality respectively.
Among the works of the Persian literature, Shahnameh is closest to the archeological and philosophical system of ancient Iran. In this article, using the content analysis method we intend to search and analyze the direct and indirect signs of the two Amshaspand called Khordad and Amordad in the Shahnameh. The research sought to see why Amshaspan’s thought despite its epistemic importance in Shahnameh, seems to be ineffective and invisible.
In this study after searching for the meanings and general features of Amshaspandan and then the specific functions of Khordad and Amordad, we looked at these features in the Shahnameh. By exploring all the Shahnameh, only one obvious mention of the two Amshaspand was found. We also counted all the general features of Amshaspandan and their specific meanings. After calculating their frequency, we analyzed the content of the data.

Review of Literature

Ignoring the relatively large number of works that while describing Shahnameh, they also paid attention to its influence from ancient Iranian philosophy, we can also find very few studies focusing entirely on the effects of Zoroastrian Wisdom on the Shahnameh. In this regard, a useful and valuable thesis has been used extensively (e.g. Akbari Mafakhar, 2010; Moein, 2005; Qasempour, 2009; Sohrabi, 2008). But the fact is that perhaps because of the thinness of the Amshaspandan theme in the Shahnameh and the ignorance of these works to Amshaspandan's signs and features in the hidden layers of the text, none of these works focuses on this issue. For example, in the book Mazdisena and Persian literature, although the author has referred to one position to reflect the pre-Zoroastrian Aryan beliefs in the Shahnameh, (Ibid, vol. 1), in another position he has pointed to the reflection of Zoroastrian worldview in Persian literature . In another article he has also addressed the subject of Mazdisena and Ferdowsi. However, none of these positions have independently discussed the presence of Amshaspandan in the Shahnameh. In this respect, the subject matter of this article may perhaps be new and unprecedented.

Method

In this article, content analysis method is used. It is a method through which the researcher counts all the evidences and then transforms all the conceptual elements of the text from qualitative and conceptual to quantitative and statistical after collecting and extracting from the text. After counting these symptoms and obtaining all their ratios and quantities, the researcher analyzes and interprets the results. Using this method and referring to the Moscow edition of the Shahnameh, we have studied the presence of two Amshaspand Khordad and Amordad in this context in two areas: 1) explicit references to the name, and 2) the indirect indications to their meanings and functions.

Results and Discussion

According to the general and proprietary features of Amshaspandan, we have listed 13 signs for Khordad and 17 for Amordad Amshaspand. Of the signings of Khordad, the most frequencies are jointly attributed to "presence in Amshaspandan system", "emphasis and prominence" and "belonging to the cultural landscape of ancient Iran". The attributes of "accompanying the concept of God" and "superiority over other creatures" are followed by them in terms of frequency. Of the specific concepts of this Amshaspand, the concept of “perfection and transcendence” has the highest frequency, followed by the concepts of “health and prosperity”, along with the concept of “immortality”, and finally with “the symbol of water”. Also the most prominent features of Amordad are “the connection with the concept of God”, “the emphasis and prominence” and "belonging to the cultural landscape of ancient Iran". Following these general features, the concepts of" presence in Amshaspandan system", "immortality", "superiority over other things", referring to the supernatural, companionship of Khordad , and ultimately companionship of the plant have the highest frequency respectively.

Conclusion

The two Amshaspand Khordad and Amordad are mentioned only once in the Shahnameh. This indicates a weak and slight reflection of Zoroastrian beliefs on the outer layer of the text. There is a similarity and closeness in the way of using and coming the two Amshaspand and in their signs in the Shahnameh; in fact, only the meanings and symbols of Amordad are little more than Khordad in this book. These concepts are mainly associated with the concept of God, and it means that the spirituality in the Shahnameh is very powerful and bold. The only explicit mention of Amshaspand, and consequently the mention of these two Amshaspand in the Shahnameh are in the story of Kikhosro and from the language of Rustam. It is worth noting that Kaikhosrow's perfection as the perfect human being in the Shahnameh world is linked to the perfection and immortalityrelated to  Khordad and Amordad. Among the results of the research are religious and epistemological function of Amshaspand without philosophical and ontological views, eight existence of Khordad asthe month and day , and lack of mention of Amordad in in these meanings.
 

کلیدواژه‌ها [English]

  • Khordad
  • Perfection
  • Amordad
  • immortality
  • General
  • proprietary
آموزگار، ژاله و تفضلی، احمد. (1385). تاریخ اساطیر ایران. تهران: سمت.
اکبری مفاخر، آرش. (1389). «هستی‌شناسی دیوان در حماسه‌های ملی بر پایۀ شاهنامۀ فردوسی». کاوش‌نامۀ زبان و ادبیات فارسی. ش21. صص 61 ـ 88‌.
اوشیدری، جهانگیر. (1371). دانشنامۀ مزدیسنا. تهران: مرکز.
ایرانی، دینشاه. (1361). فلسفۀ ایران باستان. چ پنجم. تهران: فروهر.
باردن، لورنس. (1374). تحلیل محتوا. ترجمۀ ملیحه آشتیانی و محمد یمنی‌دوزی سرخابی. چ اول. تهران: دانشگاه شهید بهشتی.
بویس، مری. (1376). تاریخ کیش زرتشت. مترجم: همایون صنعتی‌زاده. چ دوم. تهران: طوس.
بویس، مری. (1386). زرتشتیان، باورها و آداب دینی آنها. ویراست دوم. ترجمۀ عسکر بهرامی. چ نهم. تهران: ققنوس.
بهار، مهرداد. (1375). ادیان آسیایی. چ دوم. تهران: چشمه.
بهار، مهرداد. (1376). جستاری چند در فرهنگ ایران. چ سوم. تهران: فکر روز.
بهار، مهرداد. (1380). بندهشن. فرنبغ دادگی. چ دوم. تهران: طوس.
بهار، مهرداد. (1386). پژوهشی در اساطیر ایران. چ ششم. تهران: آگاه.
بیرونی، ابوریحان. (1352). آثـار البـاقیه. ترجمۀ اکبر داناسرشت صیرفی. تهران: کتابخانه‌ خیام.
پورداوود، ابراهیم. (1354). گاتاها. تهران: دانشگاه تهران.
پورداوود، ابراهیم. (1356). یسنا. دو ج. به کوشش بهرام فره‌وشی. تهران: دانشگاه تهران.
پورداوود، ابراهیم. (1356). یشت‌ها. دو جلد. به کوشش بهرام فـره‌وشی. چ سوم. تهران: انتشارات دانشگاه تهران.
تفضلی، احمد. (1378). تاریخ ادبیات ایران پیش از اسلام. به کوشش ژاله آموزگار. تهران: سخن.
تفضلی، احمد. (1380). ترجمۀ مینوی خرد. چ دوم. تهران: افراسیاب.
دلاور، علی. (1374). مبانی نظری و عملی پژوهش در علوم انسانی و اجتماعی. چ اول. تهران: رشد.
دهخدا، علی اکبر. (1330). لغت‌نامه. تهران: چاپخانۀ مجلس.
دوست‌خواه، جلیل. (1362). اوستا. نامۀ مینوی آیین زرتشت. چ چهارم. تهران: مروارید.
دوست‌خواه، جلیل. (1385). گزارش و پژوهش اوستا. چ دهم. تهران: مروارید.
دوفوشه‌کور، شارل هانری. (1374). «اخلاق پهلوانی و اخلاق رسمی در شاهنامۀ فردوسی». تن‌ پهلوان‌ و روان خردمند. ویرایش شاهرخ مسکوب. تهران: طرح نو. صص 10 ـ 16‌.
رضی، هاشم. (1346). فرهنگ اعلام اوستا. چ اول. تهران: فروهر.
ریاحی، محمد امین. (1375). فردوسی: زندگی، اندیشه و شعر او. تهران: طرح نو.
سخایی، مژگان. (1382). «آموزۀ توحید در دین زرتشتی». حکمت سینوی. ش23. صص130ـ 152.
سرامی، قدم‌علی. (1388). از رنگ گل تا رنج خار. شکل‌شناسی داستان‌های شاهنامه. چ پنجم. تهران: علمی و فرهنگی.
سهرابی، نصیرا. (1387). تحلیل و بررسی آراء فلسفی ایرانی پیش از اسلام در شاهنامۀ فردوسی. پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد. به راهنمایی بهزاد معینی سام. همدان: دانشگاه بوعلی سینا - دانشکدۀ ادبیات و علوم انسانی.
سهروردی، شهاب الدین یحیی. (1372). مجموعۀ مصنفات شیخ اشراق. ج اول تا چهارم. به تصحیح نجفقلی حبیبی و هانری کوربن. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
شعبانلو، علی‌رضا. (1391). «بازتاب اسطوره آفرینش آیین زروانی در داستان اکوان دیو». ادبیات عرفانی و اسطوره‌شناختی. س 8. ش 26. صص96 ـ 115.
شیر خدایی، ملیحه و بخشعلی قنبری. (1391). «نام‌های اهورامزدا در اوستا». پژوهش‌نامۀ ادیان. ش 12‌. صص 79 ـ 96‌.
صفا، ذبیح اللّه. (1363). حماسه‌سرایی در ایران. چ چهارم. تهران: امـیرکبیر.
فردوسی، ابوالقاسم. (1377). شاهنامه. بر اساس چاپ مسکو. تحت نظر ی.ا.برتلس. در یک دورۀ چهار جلدی. چ اول. تهران: سوره.
قادری، حاتم و تقی رستم‌وندی. (1385). «اندیشۀ ایران‌شهری، مختصات و مؤلفه‌های مفهومی». فصل‌نامۀ علوم انسانی دانشگاه الزهرا. س 16. ش59. صص123 – 148.
قاسم‌پور، محدثه. (1388). بازتاب دین و فرهنگ مزدایی در شاهنامه. (بررسی تطبیقی باورها، آیین‌ها و اندرز‌های شاهنامه با اوستا، متون پهلوی و پازند). پایان‌نامۀ کارشناسی ارشد به راهنمایی حسین حیدری. کاشان: دانشگاه کاشان - دانشکدۀ علوم انسانی.
کزازی، میر جلال الدین. (1388). نامۀ باستان، گزارش و ویرایش شاهنامۀ فردوسی. ج چهارم. چ سوم. تهران: سمت.
معین، محمد. (1363). فرهنگ معین. چ ششم. تهران: امیر‌کبیر.
معین، محمد (1384). مزدیسنا و ادب پارسی. به کوشش مهدخت معین. چ چهارم. تهران: دانشگاه تهران.
مکنزی، دیویدنیل. (1373). فرهنگ کوچک زبان پهلوی. ترجمۀ مهشید میرفخرایی. چ اول. تهران: پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی.
مهر، فرهنگ. (1384). دیدی نو از دینی کهن، فلسفۀ زرتشت. چ ششم. تهران: جامی
ویدن‌گرن، گئو. (1377). دین‌های ایران باستان. ترجمۀ منوچهر فـرهنگ. تهران: آگاهان ایده.
هینلز، جان. (1373). شناخت اساطیر ایران. ترجمۀ ژاله آمـوزگار و احـمد تفضلی. چ سوم. تهران: چشمه.
Bartholomae, Christian. (1961). Altiranisches Wörterbuch. Berlin