واکاوی جریانهای تفکر عرفانی ایرانی عصر صفوی از جهان ملموس استعاره (بررسی رسایل دهدار، جوگ بشست و اصول المعارف)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی.

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان

2 دانشگاه سیستان و بلوچستان

3 سیستان و بلوچستان

10.22067/jls.2023.81129.1406

چکیده

در این مقاله با استفاده از نظریه شناختی استعاره مفهومی  و خوشه های تصویری مرتبط با آن در رساله های دهدار (محمد دهدار1016ق) جوگ بشست (میرفندرسکی، 1020ق) و اصول المعارف (ملامحسن فیض کاشانی1081ق)  تحلیل و تبیین می شو د.در مقالۀ حاضر استعاره های مفهومی در سه اثر مهم دورۀ صفوی که هر کدام نمایندۀ یک جریان فکری در این دوره هستند مورد بررسی قرار گرفته است. رسایل دهدار نمایندۀ تفکر عجم گرایی، جوگ بشست سنت ترجمۀ آثار هندی به فارسی و اصول المعارف نمایندۀ تفکر کلامی شیعی اثنی عشری است. هر سه این آثار در تاکید بر باورهای کلامی و عرفانی ایرانی-اسلامی مشترکند. در این آثار مهمترین مفاهیم شناختی یعنی خداوند، وجود، هستی در قالب استعاره های مفهومی مختلف تصویر شده است که مهمترین آنها، به ترتیب، آفتاب، نقطه و دریا است. در این مقاله با بررسی و مقایسۀ این تصاویر و خوشه های آنها به بخشی از زیرساخت های فکری مشترک در این سه تفکر پی خواهیم برد که بازتابی از اندیشه های تصوف ایرانی است. این مقاله از رویکرد استعاره مفهومی لیکاف سود جسته است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


عنوان مقاله [English]

مقایسۀ تطبیقی استعاره های مفهومی مرکزی در سه جریان فکری مهم عصر صفوی (رسایل دهدار، جوگ بشست و اصول المعارف)

نویسندگان [English]

  • Bairam Moradi 1
  • Abbas Nikbakht 2
  • Abdollah Vacegh Abbasi 3
1 دانشجوی دکتری زبان و ادبیات فارسی دانشگاه سیستان و بلوچستان
2 University of Sistan and Baluchestansistan uni
3 University of Sistan and Baluchestan
چکیده [English]

در مقالۀ حاضر استعاره های مفهومی در سه اثر مهم دورۀ صفوی که هر کدام نمایندۀ یک جریان فکری در این دوره هستند مورد بررسی قرار گرفته است. رسایل دهدار نمایندۀ تفکر عجم گرایی، جوگ بشست سنت ترجمۀ آثار هندی به فارسی و اصول المعارف نمایندۀ تفکر کلامی شیعی اثنی عشری است. هر سه این آثار در تاکید بر باورهای کلامی و عرفانی ایرانی-اسلامی مشترکند. در این آثار مهمترین مفاهیم شناختی یعنی خداوند، وجود، هستی در قالب استعاره های مفهومی مختلف تصویر شده است که مهمترین آنها، به ترتیب، آفتاب، نقطه و دریا است. در این مقاله با بررسی و مقایسۀ این تصاویر و خوشه های آنها به بخشی از زیرساخت های فکری مشترک در این سه تفکر پی خواهیم برد که بازتابی از اندیشه های تصوف ایرانی است. این مقاله از رویکرد استعاره مفهومی لیکاف سود جسته است.

در این مقاله با استفاده از نظریه شناختی استعاره مفهومی  و خوشه های تصویری مرتبط با آن در رساله های دهدار (محمد دهدار1016ق) جوگ بشست (میرفندرسکی، 1020ق) و اصول المعارف (ملامحسن فیض کاشانی1081ق)  تحلیل و تبیین می شود

کلیدواژه‌ها [English]

  • استعاره
  • عجم گرایی
  • تصوف
CAPTCHA Image